الفيض الكاشاني
171
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اندكى قوّت و قناعت به آن در گوشهاى عزلت اختيار كند و همهء اينها كافى نيست مگر آن كه همهء افكار خود را منحصر به يك فكر كند و آن توجّه به خداوند متعال است ؛ و غلبهء اين توجّه بر دل زمانى او را كفايت مىكند كه مجالى براى تفكّر و سير باطن در ملكوت آسمانها و زمين و عجايب صنع خدا و ديگر ابواب معرفت داشته باشد . چون توجّه به خداوند بر دل چيره شود اشتغال به آن گفتگوى شيطان و وسوسههاى او را بر طرف مىكند ، و اگر سير باطنى نداشته باشد راهى براى نجات نيست جز اين كه خود را به اوراد به هم پيوستهاى كه براى هر لحظه ترتيب داده باشد مشغول كند اعمّ از قرائت قرآن و اذكار و صلوات . با اين حال او نيازمند حضور قلب است ، چه تفكّر باطن است كه دل را در توجّه به خدا مستغرق مىكند نه وردهاى ظاهرى . پس اگر همهء اينها را انجام دهد جز در بعضى از اوقات از آفات مصون نمىماند زيرا همهء اوقات او از حوادثى كه پيوسته تكرار مىشود خالى نيست و رخدادهايى از قبيل بيمارى ، ترس ، آزارهاى مردم و سركشى معاشران او را از ذكر و فكر باز خواهد داشت ، زيرا از داشتن همنشينى كه او را در پارهاى از امور زندگى يارى دهد بىنياز نيست ، و اين يكى از انواع عوامل بازدارنده و مشغول كننده است . نوع دوّم از اين عوامل كه ضروريتر از اوّلى است مشغوليّت او به خوردن و پوشيدن و تهيّهء اسباب زندگى است ، و فراهم كردن آنها اگر به وسيلهء خود او انجام شود نياز به كار و اشتغال دارد ، و اگر ديگرى عهدهدار آنها باشد دل او از مشغوليّت به آن كس خالى نمىماند ليكن اگر همهء علايق را ترك گويد چنانچه حادثه يا واقعهاى ناگهانى رخ ندهد اكثر اوقات او محفوظ مىماند ، و در همين اوقات است كه دل صفا و جلا مىيابد و تفكّر ميسّر مىگردد ، و از اسرار الهى در ملكوت آسمانها و زمين چيزهايى بر او مكشوف مىشود كه اگر دلش به علايق مشغول باشد نمىتواند يك صدم آنها را در مدّتى دراز به دست آورد . رسيدن به اين حدّ بالاترين مقامى است كه ممكن است از طريق كسب و جهد بدان رسيد . امّا مقدار آنچه بر او كشف مىشود و آنچه از الطاف الهى در احوال و اعمال او ظاهر مىگردد حكم شكار صيد را دارد كه بسته به ميزان روزى اوست . گاهى با كوششى اندك بيشترين صيد را به دست مىآورد ، و زمانى با جهد و تلاش زياد و طولانى كمترين صيد را شكار مىكند ، و بايد پس از كوشش و تلاش بر جذبهاى از جذبات خداوند رحمان اعتماد كند كه آن برابر با اعمال جنّ و انس است و به اختيار بنده نيست .